بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامهرسان من و توست! گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست! گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست! این همه قصه فردوس و تمنای بهشت گفتوگوئی و خیالی ز جهان من و توست..! نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه عشق است، نشان من و توست.. سایه ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر وه ازین آتش روشن که به جان من و توست ! "هوشنگ ابتهاج"
نوشته شده در دوشنبه 92/11/21ساعت
3:18 عصر توسط نازنین نظرات ( ) |
Design By : Pichak |