بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
یک شاخه رز،یک شعر،یک لیوان چایی
آنقدر اینجا می نشینم تا بیایی
از بس که بعد از ظهر ها فکر تو بودم
حالا شدم یک مرد مالیخولیایی
بعد از تو خیلی زندگی خاکستری شد
رنگ روپوش بچه های ابتدایی
یک روز من را می کشی با چشمهایت
اینجا پر است از این رمان های جنایی
ای کاش می شد آخرش مال تو بودم
مثل تمام فیلم های سینمایی
حالا که هی تجدید چشمان تو هستم
می بینمت در امتحانات نهایی
اما نه ! مدت هاست بر این میز مانده است
یک شاخه رز،یک شعر،یک لیوان چایی
نوشته شده در شنبه 88/6/21ساعت
1:52 صبح توسط نازنین نظرات ( ) |
Design By : Pichak |