گفته ام برايت؟..............
اولين حس مادرم به من تهوع بود
چگونه بال زنم تا به ناكجا كه توييبلندمي پرم اما ، نه آن هوا كه تويي تمام طول خط از نقطه ي كه پر شده است از ابتدا كه تويي تا به انتها كه تويي ضمير ها بدل اسم اعظم اند همه از او و ما كه منم تا من و شما كه تويي تويي جواب سوال قديم بود و نبود چنانچه پاسخ هر چون و هر چرا كه تويي به عشق معني پيچيده داده اي و به زن قديم تازه و بي مرز بسته تا كه تويي به رغم خار مغيلان نه مرد نيم رهم از اين سغر همه پايان آن خوشا كه توييجدا از اين من و ما و رها ز چون و چرا كسي نشسته در آنسوي ماجرا كه تويي نهادم آينه اي پيش روي آينه ات جهان پر از تو و من شد پر از خدا كه تويي تمام شعر مرا هم ز عشق دم زده اي نوشته ها كه تويي نانوشته ها كه تويي